طیف‌هایی از قدرت با سیاست بهتان به اهداف بزرگی رسیده‌اند

گفت وگوي اختصاصي با جميله كديور، نماينده مجلس ششم.
ايران ما - آنچه پيش رو داريد حاصل گفت وگوي همكارما علي زماني با خانم جميله كديور نماينده مجلس ششم است كه در پي مي‌خوانيد:


مقدمه: بعد از مصاحبه با دکتر جمشید اسدی، فعال سیاسی اصلاح طلب خارج از کشور با تنی چند از فعالان سیاسی داخل ایران تماس گرفتم. از جمله آقای ابطحی و تاج زاد. بعد از چند روز انتظار دوباره با جناب ابطحی تماس گرفتم و جویای پاسخ ها شدم گویا ایشان هم مشکل داشتند و جوابی ارسال نکردند. آقای تاج زاده هم بعد از مدتی جواب ایمیل را ارسال کردند و من هم در مقابل متن کامل مصاحبه را همانگونه که در سایت ایران ما منتشر شده بود را برای وی فرستادم. تا امروز هم خبری از ایشان نشده است!
در این میان خانم کدیور با مصاحبه موافقت کردند. شرط ایشان هم این بود که پاسخ هایی که ایشان ارسال می کنند به عنوان جوابی به مصاحبه دکتر اسدی نباشد. در واقع در متن سوالات نام دکتر جمشید اسدی آمده است ولی ایشان پاسخ هر سوال را بگونه ای داده اند که فقط یک طرفه نباشد و شامل کل گردد.

علی زمانی: خانم کدیور چندی پیش در مصاحبه ای که با دکتر جمشدی اسدی داشتم ایشان عنوان نمودند: بسیاری از اصلاح طبان و در راس ایشان، رییس جمهور پیشین، از اين شالوده کار سیاسی آگاهی نداشتند، یا داشتند و از مبادرت به آن می ترسیدند. به نظر شما که چند صباحی در متن رویداد ها و اتفاقات بودید این نظر می تواند تا چه اندازه با واقعیت های سیاسی جامعه ایران نزدیکی داشته باشد؟ آیا این نظرات را قبول دارید که اصلاح طلبان از "کار سیاسی آگاهی" نداشتند؟
جميله كديور: در درجه اول باید گفت جریان اصلاحات یک طیف واحد نبود که برای همه بتوان یک حکم صادر کرد. در بین این جریان گسترده که هر کس و هر جریانی از ظن خود شد یار آن هم افرادی بودند آگاه به لحاظ سیاسی که نوعا دانش آموختگان رشته علوم سیاسی در رده های عالیه بودند و در کنار تحصیل ، کار سیاسی هم پشتوانه نظریاتشان بود. در عین حال کسانی هم بودند که بدون پشتوانه دانش سیاسی وارد عمل سیاسی شده بودند.
در هر حال این نکته هم قابل توجه است که شخص آقای خاتمی چهره ای فرهنگی بود ، و عملا همین نگاه در بسیاری از رویکردهای ایشان و کابینه حاکم بود. ضمن اینکه نمی توان منکر برخی ویژگی های شخصیتی ایشان شد. به گونه ای که در جاهایی که احساس نیاز به موضعگیری صریح و شفاف از ایشان می رفت عملا این اتفاق رخ نمی داد.


علی زمانی: آقای اسدی در مصاحبه خود از راه و روش رفرمیستی می گویند و عنوان می کنند اصلاح طلبان می توانند با استفاده از دو روش که در ابتدا تمام نظرات و راه های خود را ارایه دهند و بعد از طی مرحله اول که با این عمل محافظه کاران را به کنش واداشتند با آنان وارد یک مبارزه شوند و در این میان همچنان از راه های مسالمت آمیز استفاده کنند. به نظر شما می توان با کسانی که از نیروی زور استفاده می کنند و از به کار بردن خشونت هیچ ابایی ندارند وارد یک میدان شد یا آنکه نظر ایشان تا حدودی درست است؟
جميله كديور: به نظرم اصلاح طلبان در درجه اول نیاز به بازسازی و نقد درون گفتمانی دارند. از دل این گفتگوها می توان به راهکارهای مناسب برای پیشبرد اهداف رسید. بنابر این جریان اصلاح طلب قبل از آنکه با محافظه کاران بخواهند وارد کنش یا اندرکنش شوند ، لازم است با خود و درون خود در یک تعامل سازنده قرار گیرند و حول چند محور مشخص و مورد قبول به سازماندهی بپردازند.


علی زمانی: خانم کدیور چرا بعد از اعلام نتایج انتخابات در ایران اکثر نیروهای اصلاح طلب سکوت کردند و حتی نسبت به تقلب واکنش نشان ندادند. مثلا جبهه مشارکت بعد از دادن بیانیه در مرحله اول انتخابات خیلی سریع حمایت خود را از هاشمی رفسنجانی اعلام کرد. به نظر شما این نوع حرکت ها و یا سکوت را بر اعتراض ترجیح دادن نشان از چیست؟ چرا نیروهای اصلاح طلب در مرحله اول و برای نشان دادن تقلب در انتخابات بر روی این گزینه بیش از این پافشاری نکردند و خیلی زود به طرفی دیگر رفتند و تغییر موضع دادند؟
جميله كديور: شاید مهمترین دلیل عدم انسجام اصلاح طلبان در جریان انتخابات بود. تعدد کاندیداها نیز از همین جا ناشی شد. این فرایند موجب شد زمینه برای بالا آمدن ضعیف ترین مهره جریان رقیب با عملیات پیچیده و چند لایه فراهم شود. البته بعد از اعلام نتایج متحیر کننده دور اول اکثر کاندیداها اعتراض کردند. که شاید اعتراض و نامه آقای کروبی از همه شاخص تر بود . ولی از آنجا که تصمیم بر این بود که نتیجه همان گونه که دیدیم رقم زده شود، عملا هیچ اعتراضی به ثمر ننشست وهمه اعتراضها با یک سری پیغام و ملاقات عملا خاموش شد. هر چند در این بین آقای کروبی از هر فرصتی برای طرح موضوع استفاده کرده است.
علت حمایت از هاشمی توسط گروههای مختلف در آن مقطع را نیز می توان به واقع گرایی گروههای مختلف نسبت داد. بالاخره همه ناگزیر از انتخاب بین دو گزینه احمدی نژاد با سوابق خاص خود و هاشمی با رویکرد ی که به مراتب قابل اعتناتر و قابل تحمل تر از رقیب بود و طبیعی بود که جریان های سیاسی و قسمت اعظم نخبگان انتخابشان هاشمی باشد.


علی زمانی: بعد از نشستن احمدی نژاد بر روی صندلی ریاست جمهوری و بدست گرفتن قدرت توسط همفکران وی دست به تغییر مدیران زدند و در ابتدا اکثر مدیران رده بالا از وزارت خانه ها تا سازمان های تاثیر گذار در سیاست و اقتصاد را تعویض کردند و در حال حاضر همچنان این تغییرات ادامه دارد. چرا با رفتن و آمدن دولت جدید در ایران تغییرات به شکل گسترده ای صورت می گیرد؟ آیا این حرکت ها و جابجایی ها در دولت نشان از کارآمد کردن دارد و یا اینکه به نوعی تصفیه حساب با کسانی است که روزی بر صندلی قدرت تکیه زده بودند و جایی در مدیریت کشور برای آنان نگذاشتند؟
جميله كديور: تغییرات در حد مشخص و محدود قابل پذیرش است. ولی اگر این تغییرات دامنه اش از حد گذشت و تا آبدارچی و ... را شامل شد تلقی دیگری میرود. به نظر تحولات و نقل و انتقالات در دوره اخیر از دایره منطق خارج شده است. آوردن نیروهای صفر کیلومتر و کنار گذاشتن نیروهای مجرب به هیچ وجه منجر به کارآمدتر کردن دولت نمی شود. مضاف بر اینکه بستن شمشیر از رو و هر روز یک ضربه وارد کردن به دولت و دولتمردان قدیم به هیچ وجه بر اعتبار مجموعه جدید نمیافزاید.


علی زمانی: دکتر کدیور چرا کسانی که در اردوگاه اصلاح طلبی هستند و در ایران مشغول فعالیت سیاسی می باشند با آنکه دم از گفتگو می زنند هیچ گاه با نیروهای سیاسی خارج از کشور وارد گفتگو مستقیم نشدند. اگر اشتباه نکرده باشم اوج گفتگو خلاصه می شد به درج مقالات اصلاح طلبان خارج از کشور در نشریه آفتاب. چرا دامنه این گفتگوها بیش از این نتوانست ادمه یابد و از نظرات دیگران هم در پیش برد نظریات و حرکت های رو به جلو استفاده شود. آیا این نوع برخوردها نشان از مرز بندیهای مشخص با "غیر خوردی" ها ندارد یا آنکه فضای داخلی کشور بیش از این اجازه فعالیت را به اصلاح طلبان نمی دهد؟
جميله كديور: اصولا فضای سیاسی حاکم در داخل اجازه چنین گفتگوهایی را نمی دهد. وقتی دیده می شود جمعی را به اتهام شرکت در کنفرانسی بین المللی( برلین ) مورد محاکمه قرار می دهند که با هدف تشکیل یک جمعیت در صدد بر هم زدن امنیت کشور بر آمده و خلاف مصالح ملی عمل کرده و ماهها همه باید پاسخگوی کارهای نکرده باشند. وقتی به خاطر درج مقالات صاحب نظران خارج مسئول روزنامه باید پاسخگو باشد، وقتی در داخل به راحتی انگ جاسوسی و همکاری با بیگانگان زده می شود،و... خیلی طبیعی است که تمایل چندانی برای گفتگو نباشد.
متاسفانه طیف هایی از قدرت با سیاست بهتان و هتک تا به امروز به اهداف بزرگی رسیده اند که شاید در خواب هم تصور آن را نداشتند.
روزنامه اینترنتی ایران ما