امریکا و اسراییل با بهرهگیری از حادثهی مشکوک ترور رفیق حریری، گام بلندی را در اعمال اراده خود در خاورمیانه برداشتند. این روزها اسرائیل به بهانهی اسارت دو سرباز، لبنان را از همه طرف محاصره کرده ، بی وقفه زیرساختهای اقتصادی و خدماتی، فرودگاه و پلها، مراکز آب و برق و نیز مراکز حزبالله، خانههای افراد شاخص آنان و نیز خانه سیدمحمدحسین فضلالله، مرجع پر آوازهی تقلید را بمباران کرده است.
جرج بوش وقتی در آلمان بود، در مصاحبهی مشترک با مرکل گفت: "اسراییل از خودش دفاع میکند، هر ملتی در قرن 21 حق دارد از خود دفاع کند." سخن بوش در واقع چراغ سبز امریکا به اسراییل تلقی شد؛ هر چند به نظر میآید که اسراییل از پیش در تدارک چنین یورشی به لبنان و یکسره کردن کار حزبالله بود، چرا که حزبالله هیمنه اسراییل را شکست و برای نخستین بار اسراییل را از اراضی اشغالی سرزمینی عرب بیرون کرد و میبایست نتیجهی این گستاخیاش را در جهان امروز که جهان اعمال اراده امریکا و اسراییل است، ببیند.
در این میان موضعگیری عربستان و پس از آن مصر و اردن که حزبالله را ملامت کردند، موضعگیری عجیبی بود. کاش سکوت میکردند.
در تاریخ مواجهه کشورهای عربی با اسراییل، تنها نقطه روشن مقاومت و پایداری عربها، کارنامه حزبالله است. موضعگیری عربستان آنقدر شتابزده و بیحساب بود که وزیر خارجه کویت هم با زبان دیپلماسی از آن انتقاد کرد.
به تعبیر یک خبرنگار در پایان اجلاس وزرای خارجهی عرب در مقر اتحادیهی عرب "اگر کمک نمیکنید، چرا زخم زبان می زنید؟ حداقل سکوت کنید."
مشکلی که امروز جهان اسلام و حهان عرب با آن مواجه است، مشکل درون مسلمانان است. اسرائیل هیچ نیست؛ فقط عاملی است که این بیرمقی و ناتوانی مسلمانان را به رخ آنان بکشد.