علیرغم آنکه این همه خبرهای رنگ و وارنگ طی هفتهی گذشته در کشور اتفاق افتاد، ولی نمیدانم چرا دستم برای نوشتن پیش نرفت.
از شروع برنامههای جدید در رابطه با موضوع پوشش خانمها تا اظهارات تعدیل کنندهی رئیس جمهور در رد آن مباحث و طرح اینکه مگر مشکل ما چند تا تار موی خانم هاست ...؟
از دستور رئیس جمهور در تخصیص بهترین قسمتهای استادیومهای ورزشی برای خانمها تا فتاوا و عکسالعملهای مراکز و مراجع مذهبی در رابطه با حرمت ورود خانمها به استادیومها و حرمت دیدن ساقهای برهنهی مردان توسط آنها!
از مصاحبهی مطبوعاتی رئیس جمهور که مثل همیشه پر مضمون بود! تا موضوع هسته ای که دارد به جاهای باریکی میکشد.
از آغاز ابراز نگرانیها در سطوح مختلف جهانی نسبت به حملهی نظامی و حملهی اتمی به ایران از جانب وزرای خارجهی سابق آمریکا و اروپا، اساتید دانشگاهی و فیزیکدانها و ... تا بیخبری عمومی هموطنان در داخل که به یمن فیلترینگ و پارازیت و تهدیهای مسئولین رسانهای با نطقهای هیجانی و بدور از عرف دیپلماتیک سران مملکتی و برنامههای حماسی توام با هیجانهای کاذب صدا و سیما همراه شده و نسبت به خطری که هر آن نزدیکتر میشود، دچار بیماری کبک زدگی شده ایم.
نمیدانم این روزها چرا وقتی تلویزیون را روشن میکنم و برخی اظهارنظرها یا نطقها را میشنوم، ناخوداگاه به یاد صحاف، وزیر عراقی میافتم که صدای تانکهای آمریکایی را میشنید و همچنان تکذیب میکرد ...